سلطان محمد مطربي سمرقندي

377

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ 117 ] [ حاجى اتاليق دورمان ] [ مقتول 1006 ق / 1597 - 1598 م ] حاجى ، افتخار امراى زمان و آن كان مروّت و احسان حاجى اتاليق دورمان درربار غرر اشعار سحر آثار و گفتار شكر نثار ، خود را بدين‌گونه ، تخلّص نموده ، چمن فصاحت و انجمن بلاغت را نضارت و لطافت مىبخشد . نام ناميش ملك محمّد بى است . چون در صغرسنّ به همراهى والد عاليش ، به طواف حرمين شريفين - زادهما اللّه تشريفا و تكريما - مشرف گشته بود ، بدان جهت مشهور به « حاجى بى » گرديده ، به سلاطين عظام و خواقين كرام تقرّب مىنمود . صورت خوب و سيرت محبوب داشت . گويا خوبى صورتش برهان حسن سيرتش بود . فضيلت تمام و اهليّت ما لا كلام داشت . پيوسته مجلس فردوس آيينش از علما و صلحا و فضلا و شعرا ، مزيّن و خاطر دريا مقاطرش ، از مصباح معانى روشن بود . حسن اختلاطش به خلايق نيكو و خوبى ارتباطش به فضايل دلجو مىنمود . همّت عالى و نهمت متعالى داشت و دقيقه‌اى از دقايق بذل و احسان را فرونمىگذاشت : همّت تو را به كنگرهء كبريا كشد * اين سقفگاه را به از اين نردبان مخواه مدّت مديد و عهد بعيد ، بر مسند حكومت دار الملك سمرقند فردوس‌مانند ، مستند گرديده ، داد عدالت و احسان را داده ، طريق شفقت و سبيل ترحّم را پيموده ، عموم خلايق از مايدهء خوان عدالت و نصفتش محظوظ گرديده ، به مدايحش ، رطب اللّسانى بودند . بعد از اين تاريخ ، در زمان خسرو شهادت نشان ، عبد المؤمن خان حكومت و ايالت دار السلطنهء هرات فردوس صفات ، به ملازمان آن‌جناب مفوّض گرديد . بعد از قتل خان مذكور عالم متزلزل گرديده ، صفت « عاليها سافلها » پذيرفت و قزلباش بدمعاش ،